بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
وقتی خبر اهانت شاهین نجفی را به ساحت مقدس و ملکوتی امام رضا، امام هادی و امام زمان علیهم السلام خواندم و پوستر بی شرمانه آلبوم نقی او را دیده و صدای پلید وشیطانی او را شنیدم دیگر طاقت نیاوردم و دست به کار شدم.حالا روزی رسید که حکم ارتداد و مهدورالدم بودن او نیز مانند سلمان رشدی منفور از طرف مراجع عظام صادر شد و پس از مدتی جنازه آن ها در زباله دان ها پیدا شود.

به دنبال صدور فتوای آیت الله صافی گلپایگانی مبنی بر ارتداد یک خواننده هتاک که در جسارتی بی سابقه، به جد بزرگوار امام زمان، حضرت امام هادی (علیه السلام) توهین هایی شرم آور کرده است، شبکه بی بی سی فارسی با تهیه یک گزارش کاملا هدفمند و ترتیب دادن گفتگو با وی، به یاری این عنصر هتاک و دین ستیز پرداخت.
بازوی رسانه ای دولت انگلیس که شاهد شعله ور شدن خشم شیعیان و مسلمانان و تمامی دوستداران خاندان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و جریحه دار شدن قلوب آنها می باشد در این گزارش تلاش کرد با بکارگیری شگرد کهنه "سیاسی کردن موضوع"، از گسترش نفرت ایرانی ها و مسلمانان از این هتاکی بکاهد.
گزارشگر بی بی سی با تقسیم ایرانیان به "مدافعان و طرفداران" این عنصر هتاک و مخالفان وی که خواهان اعدامش هستند، از زبان طرفداران وی این هتاکی ها را آزادی بیان عنوان کرد و با نشان دادن صحنه هایی از کنسرت های وی چنین برایش به مرثیه سرایی پرداخت: «در میان فریاد های طرفدارانش که کارهای اینچنینی را آزادی بیان می دانند، عده ای خواب خاموشی ابدی این خواننده را می بینند».
بی بی سی در ادامه با بیان این مسئله که "خبرگزاری نیمه دولتی فارس، عامل انتشار این خبر بوده است، ترانه ای از این خواننده که در دفاع از فتنه سبز خوانده بود را پخش کرد و به این ترتیب تلاش کرد با انتساب او به جریان فتنه سبز، مساله را سیاسی قلمداد کند.
بی بی سی به این گزارش هم بسنده نکرد و گفتگویی با وی ترتیب داد.
مجری بی بی سی از او پرسید: «آقای نجفی شما به خاطر این موجی که ایجاد شده و مسائل امنیتی ای که برایتان به وجود آمده نمی خواهد بگویید که کجا هستید؟ فکر می کنید الان قربانی این ماجرا هستید یا عاملش؟»
این عنصر هتاک پاسخ داد: «فعلا فکر نمی کنم که عامل یا قربانی وجود داشته باشد این فقط یک اتفاق بوده و به نظر من باید می افتاد».
وی در ادامه چنین هتاکی هایی را رسالتی برای خودش دانست و گفت: «من وقتی کاری را انجام می دهم به تبعاتش فکر نمی کنم. در واقع من رسالتی را که نسبت به خودم دارم، انجام می دهم».
مجری بی بی سی با وجود توهین های آشکار این خواننده رپ خارج نشین به مقدسات اسلامی از او پرسید که "آیا فکر می کنید به ائمه توهین کرده اید؟"
وی در جواب با نفی توهین به ائمه اطهار (سلام الله علیهم)، انتشار فتوای آیت الله صافی گلپایگانی را مسئله ای سیاسی دانست و افزود: «فکر می کنم عده ای از دوستان داخل ایران از فتوای این مرجع در جهت اهداف سیاسی خود، برای تحت تاثیر قرار دادن مردم سوء استفاده می کنند.»
این خواننده هتاک در پاسخ به این سئوال هدفمند مجری بی بی سی که "این کار به هر حال برای بعضی ها متفاوت است؟"، توهین قلمداد کردن جسارتهایش به ائمه اطهار را برداشت برخی! از مردم ایران که تحت تاثیر عربها هستند! دانست و گفت: «ممکن است این تفاوت وجود داشته باشد این به درک آدمها و دین و شرایط سیاسی و اجتماعی بر می گردد. فرقه های مختلف اسلامی به شدت نظرات متناقض و متفاوتی دارند... من به عنوان یک هنرمند کاری که به قلبم می آید باید بنویسم. یعنی من دیگر نمی آیم این را بررسی کنم که ممکن است کارم چه تبعاتی در مقابل قشری از مذهبیون داشته باشد... مذهب ملت ایران به شدت از آنچه در بین اعراب است متفاوت می باشد.»
وی در پایان،هتاکی های خود را آگاهانه دانست و گفت: «نباید انکار کنم که بخشی از کار من آگاهانه است ولی این کار آگاهانه سوار بر بخشی از کار ناآگاهانه من است.»!!
شایان ذکر است حمایت انگلیس از عناصر مرتد و هتاک به مقدسات اسلامی، برای اولین و آخرین بار نیست وبه نظر می رسد مخفیگاه سلمان رشدی عضوی دیگر پذیرفت.
... دلتنگ ظهور تو ...
ذکـر تعجيـل فرج رمـز نجات بشـر اسـت مـا بـرآنيـم که ايـن ذکـر جهـاني بشـود
براي فرج مولايمان صاحب الزمان (عج) زياد دعا كنيم .
ولادت با سعادت بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا (س) و روز مادر مبارک باد .

مقام والای مادر در قرآن کریم
نوع دستورهایی که اسلام به زن ومرد میدهد، در عین حال که یک راه مشترکی برای هر دو قائل است ولی راه مخصوص را هم از نظر دور نمیدارد، وقتی احترام به پدر ومادر را بازگو میکند، برای گرامی داشت مقام زن، نام مادر را جداگانه وبالاستقلال طرح میکند. قرآن کریم میفرماید:
اما یبلغن عندک الکبر احدهما او کلاهما فلا تقل لهما اف ولاتنهرهما وقل لهما قولا کریما (1)
اگر یکی از آن دو یا هر دو، در کنار تو به سالخوردگی رسیدند به آنها حتی «اوف» مگو وبه آنها پرخاش مکن و با آنها سخنی شایسته بگوی.
ودر بخشی دیگر میفرماید: ما سفارش کردیم به انسان که احسان را نسبتبه پدر و مادر فراموش نکند:
و وصینا الانسان بوالدیه احسانا (2)
وانسان را نسبتبه پدر ومادرش به احسان سفارش کردیم.
وقضی ربک الا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احسانا (3)
پروردگار تو مقرر کرد که جز او را مپرستید وبه پدر ومادر خود احسان کنید. ودر جای دیگر احسان به پدر ومادر را در کنار عبادت حق یاد میکند:
ان اشکر لی و لوالدیک (4)
شکرگزار من و پدر ومادرت باش.
اما با همه این تجلیلهای مشترک، وقتی میخواهد از زحمات پدر ومادر یاد کند، از زحمت مادر سخن میگوید، نه از زحمت پدر، آنجا که میفرماید:
ووصینا الانسان بوالدیه احسانا حملته امه کرها ووضعته کرها وحمله وفصاله ثلاثون شهرا (5)
زحمات سی ماهه مادر را میشمارد، که: دوران بارداری، زایمان، ودوران شیرخوراگی برای مادر دشوار است. وهمه اینها را به عنوان شرح خدمات مادر ذکر میکند. قرآن کریم به هنگام یادآوری زحمات حتی اشارهای هم به این موضوع ندارد که: پدر زحمت کشیده است.
بنابراین، آیات قرآن که در مورد حق شناسی از والدین آمده استبر دو قسم است: یک قسم حق شناسی مشترک پدر ومادر را بیان میکند وقسم دیگر، آیاتی است که مخصوص حق شناسی مادر است، قرآن کریم اگر درباره پدر حکم خاصی بیان میکند فقط برای بیان وظیفه است، نظیر:
وعلی المولود له رزقهن وکسوتهن بالمعروف (6)
خوراک وپوشاک مادران به طور شایسته به عهده پدر فرزند است.
ولیکن هنگامی که سخن از تجلیل وبیان زحمات است، اسم مادر را بالخصوص ذکر میکند.
پی نوشت :
1- اسراء، 23.
2- احقاف، 15.
3- اسراء، 23.
4- لقمان، 14.
5- احقاف، 15.
6- بقره، 233.
... دلتنگ ظهور تو ...
ذکـر تعجيـل فرج رمـز نجات بشـر اسـت مـا بـرآنيـم که ايـن ذکـر جهـاني بشـود
براي فرج مولايمان صاحب الزمان (عج) زياد دعا كنيم .
جايگاه معلم در فرهنگ اهل بيت عليهمالسلام

از بهترين امتيازات جامعه بشرى هنر معلمى است. معلم با تعليم و نشرِ علم، انسانها را به سوى كمال و پيشرفت سوق مىدهد و عشق و ايمان را بر لوح جان و ضمير پاك انسانها ثبت مىكند و نداى فطرت را در فضاى عالم طنينانداز مىگرداند. در حقيقت تمام ترقيات و كمالات انسانها مديون معلم است. اساسا تعليم و تعلم از نعمتهاى خداوند متعال است كه اول براى انبياء و اوليا و سپس به ديگران ارزانى داشته است.به اين جهت، معلم بودن از ويژگيهاى انبياست. خداوند متعال مىفرمايد: «هُوَ الَّذِى بَعَثَ فِى الاْءُمِّيِّينَ رَسُولاً مِّنْهُمْ يَتْلُواْ عَلَيْهِمْ ءَايَـتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتَـبَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِن كَانُواْ مِن قَبْلُ لَفِى ضَلَـلٍ مُّبِينٍ »؛ «او كسى است كه در ميان جمعيّت درس نخوانده، رسولى از خودشان برانگيخت كه آياتش را بر آنها مىخواند و آنها را تزكيه مىكند و به آنان كتاب (قرآن) و حكمت مىآموزد و مسلما پيش از آن در گمراهى آشكارى بودند.»
بزرگترين معلم جهان بشريت حضرت رسول خاتم صلىاللهعليهوآله به اين ويژگى خود افتخار مىكرد. آن بزرگوار زمانى كه با دو گروه در مسجد مواجه شد كه گروه اول عبادت مىكردند و گروه دوم به آموزش علم مشغول بودند، گروه دوم را كه در محضر استادى علم مىآموختند، افضل دانست و فرمود: «اِنَّمَا بُعِثْتُ مَعَلِّما همانا كه من به عنوان معلم مبعوث شدهام.»
آن حضرت چنان براى معلمان و مقام ارجمند آنان ارزش قائل بود كه در دعاهايش مىفرمود: «اللّهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُعَلِّمِينَ وَاَطِلْ اَعْمارَهُمْ وَبارِكْ لَهُمْ فى كَسْبِهِمْ؛ خداوندا! معلمان را بيامرز و عمر طولانى به آنان عطا فرما و كسب و كارشان را مبارك گردان!»
آرى، معلمى از خصوصيات انبيا و از صفات محبوب آنان مىباشد. در مقام پاسداشت از تلاشهاى معلمان سخنى بالاتر و زيباتر از كلام مولاى متقيان، حضرت على عليهالسلام نمىتوان يافت كه فرمود: «مَنْ عَلَّمَنى حَرْفا فَقَدْ صَيَّرَنى عَبْدا؛ كسى كه به من يك حرف بياموزد، مرا بنده خود كرده است.» البته اين شرافت و فضيلت براى معلم، زمانى ارزشمند است كه بتواند اين موهبت الهى را در وجود خود محقق سازد و با تمام وجود در جهت كمال جامعه به آموزش بپردازد.
با توجه به سخنان پيش گفته، در اين فرصت، آموزههايى را از روايات اهل بيت عليهمالسلام در تكريم مقام معلم به خوانندگان گرامى تقديم مىكنيم.

... دلتنگ ظهور تو ...
ذکـر تعجيـل فرج رمـز نجات بشـر اسـت مـا بـرآنيـم که ايـن ذکـر جهـاني بشـود
براي فرج مولايمان صاحب الزمان (عج) زياد دعا كنيم .
ادامه مطلب...
سبب غیبت امام زمان (عج) خود ما هستیم! [در محضر بهجت:1/91]
به افرادی که پیش از ظهور در دین و ایمان باقی می مانند و ثابت قدم هستند، عنایات و الطاف خاصی می شود. [در محضر بهجت:1/102]
لازم نیست که انسان در پی این باشد که به خدمت حضرت ولی
عصر (عج) تشرّف حاصل کند؛ بلکه شاید خواندن دو رکعت نماز، سپس توسّل به
ائمه (علیهم السلام) بهتر از تشرّف باشد. [در محضر بهجت:1/187]در
زمان غیبت هم عنایات و الطاف امام زمان (عج) نسبت به محبّان و شیعیانش
زیاد دیده شده؛ باب لقا و حضور بالکلیّه مسدود نیست؛ بلکه اصل رؤیت جسمانی
را هم نمی شود انکار کرد! [در محضر بهجت:1/247]
هر
کدام در فکر حوایج شخصی خود هستیم، و به فکر آن حضرت [امام زمان (علیه
السلام)] – که نفعش به همه برمی گردد و از اهمّ ضروریّات است - نیستیم! [در محضر بهجت:2/27]از گناه ما و به خاطر اعمال ما است که آن حضرت [حضرت حجّت (علیه السلام)]، هزار سال در بیابان ها در به در و خائف است! [در محضر بهجت:2/44]هر
کس که برای حاجتی به مکان مقدّسی مانند مسجد جمکران می رود، باید که اعظم
حاجت نزد آن واسطۀ فیض، یعنی فرجِ خود آن حضرت را از خدا بخواهد. [در محضر بهجت:2/119]خدا
می داند در دفتر امام زمان (عج) جزو چه کسانی هستیم! کسی که اعمال بندگان
در هر هفته دو روز (روز دوشنبه و پنجشنبه) به او عرضه می شود. همین قدر می
دانیم که آن طوری که باید باشیم، نیستیم! [در محضر بهجت:2/120]با
این که ارتباط و وصل با آن حضرت و فرج شخصی، امر اختیاری ما است – به خلاف
ظهور و فرج عمومی - با این حال چرا به این اهمّیت نمی دهیم که چگونه با آن
حضرت ارتباط برقرار کنیم؟! [در محضر بهجت:2/134]کار
آفتاب، اِضائه [نورافشانی] است هر چند پشت ابر باشد. حضرت صاحب (عج) هم
همین طور است، هر چند در پس پردۀ غیبت باشد!... چشم ما نمی بیند، ولی عده
ای بوده و هستند که می بینند و یا اگر نمی بینند، ارتباطی با آن حضرت
دارند. [در محضر بهجت:2/134]
آیا می شود رئیس و
مولای ما حضرت ولیّ عصر (عج) محزون باشد، و ما خوشحال باشیم؟! او در اثر
ابتلای دوستان، گریان باشد و ما خندان و خوشحال باشیم و در عین حال، خود را
تابع آن حضرت بدانیم؟! [در محضر بهجت:2/181]ای کاش
می نشستیم و دربارۀ این که حضرت غائب (علیه السلام) چه وقت ظهور می کند، با
هم گفتگو می کردیم، تا لااقلّ از منتظرین فرج باشیم! [در محضر بهجت:2/188]اگر اهل ایمان، پناهگاه حقیقی خود را بشناسند و به آن پناه ببرند، آیا امکان دارد که از آن ناحیه، مورد عنایت واقع نشوند؟! [در محضر بهجت:2/256]با
این که به ما نه وحی می شود نه الهام، به آن واسطه ای که به او وحی و
الهام می شود توجه نمی کنیم؛ در حالی که در تمام گرفتاری ها – اعمّ از
معنوی و صوری، دنیوی و اُخروی - می توان به آن واسطۀ فیض [حضرت حجّت (علیه
السلام)] رجوع کرد. [در محضر بهجت:2/271]
حضرت
غائب (عج) دارای بالاترین علوم است؛ و اسم اعظم بیش از همه در نزد خود آن
حضرت است. با این همه، به هر کس که در خواب یا بیداری به حضورش مشرّف شده،
فرموده است: برای من دعا کنید! [در محضر بهجت:2/299]راه
خلاص از گرفتاری ها، منحصر است به دعا کردن در خلوات برای فرج ولیّ عصر
(عج)؛ نه دعای همیشگی و لقلقۀ زبان... بلکه دعای با خلوص و صدق نیّت و
همراه با توبه. [در محضر بهجت:2/347]
سؤال: این
حقیر مشتاق زیارت امام عصر حضرت حجّت بن الحسن العسکری (عج) می باشم، از
حضرت عالی تقاضا دارم که مرا دعا کنید که به این سعادت نائل شوم!
جواب: زیاد صلوات، اهدای وجود مقدّسش نمایید، مقرون با دعای تعجیل فرجش؛ و زیاد به مسجد جمکران مشرّف شوید، با ادای نمازهایش. [به سوی محبوب:59]ما
طلاب باید در این فکر باشیم که چگونه می توانیم یک امضا و تأییدی از
مولایمان حضرت ولیّ عصر (علیه السلام) بگیریم؟! یعنی چگونه درس بخوانیم، و
چگونه رفتار کنیم، که مولایمان ما را امضا و تأیید کند؟! [بهجت عارفان:202]
برگرفته از سایت ایه الله بهجت
... دلتنگ ظهور تو ...
ذکـر تعجيـل فرج رمـز نجات بشـر اسـت مـا بـرآنيـم که ايـن ذکـر جهـاني بشـود
براي فرج مولايمان صاحب الزمان (عج) زياد دعا كنيم .
ماجرای هم زدن غذا با انگشت و تماشای عایشه
ایام شهادت مادر سادات ، حضرت صدیقه طاهره ، فاطمه زهرا (س) بر تمامی شیعیان و محبین آن حضرت تسلیت باد . آخر روزی انتقام سیلی مادر را خواهیم گرفت .
انس بن مالك میگوید: روزى حجّاج بن یوسف ثقفى مرا نزد خویش احضار كرد و درباره جریان به هم زدن و مخلوط كردن غذاى داخل دیگ به وسیله دست، كه توسّط حضرت فاطمه زهراء سلام اللّه علیها انجام گرفته بود، سؤال كرد. گفتم : روزى عایشه به حضور فاطمه زهرا علیها السلام آمد و دید كه آن حضرت مشغول پختن حریره براى دو فرزندش حسن و حسین علیهما السلام است.

او دید فاطمه سلام الله علیها مقدارى آرد و شیر و روغن داخل دیگ ریخته بود و آن را روى اجاقى كه آتش زیر آن شعله ور بود قرار داده؛ و با انگشت خود، حریره داخل دیگ را در حالى كه مىجوشید و غُل غُل مىكرد، به هم مىزد و مخلوط مىنمود.
عایشه با دیدن چنین صحنهاى بُهت زده گشت و با حیرت و تعجّب ، از منزل دختر پیامبر خدا صلّى اللّه علیه و آله خارج شده و به سوى منزل پدرش ، ابوبكر حركت كرد. و چون به منزل پدرش وارد شد، گفت: پدر! هم اكنون جریان عجیبى را از فاطمه زهرا دیدم كه مرا به حیرت و تعجّب واداشته است .
او را دیدم در حالى كه دیگ حریره ، روى اجاق آتش مى جوشید، با انگشت خویش آنها را به هم مى زد و مخلوط مىنمود. ابوبكر گفت: دخترم ! این موضوع را مخفى دار، مبادا كسى متوجّه شود، كه این امر بسیار مهمّ و عظیم است .
ولى همین كه پیامبر اسلام صلّى اللّه علیه و آله از این جریان آگاه شد، بالاى منبر رفت و پس از حمد و ثناى الهى ، فرمود: مردم از دیدن صحنه جریان دیگ و آتش تعجّب مى كنند و آن را جریانى عظیم و غیر قابل قبول مى پندارند.
و سپس افزود: سوگند به آن كسى كه مرا به رسالت مبعوث كرده و به نبوّت خویش بر انگیخته است ، باید بدانید كه خداوند متعال آتش و حرارت آن را بر جسد فاطمه و بر خون و مو و تمام اجزاء بدنش حرام گردانیده است .
همانا فاطمه و شیعیانش (پیروان واقعى در عمل و گفتار) از حرارت آتش در امان خواهند بود، و بلكه آتش و خورشید و ماه و ستارگان و كوه ها، همه و همه در طاعت فاطمه و نسل او یعنى ؛ اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام مى باشند. و همچنین جنّیان در ركاب آخرین فرزندش ، امام زمان علیه السلام با مخالفان و ظالمان مى جنگند.
و در آن هنگام ، زمین تمام بركات و گنجینه ها و مخازنش را تسلیم مهدى موعود عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف خواهد نمود.
پس واى به حال كسى كه در فضائل و مناقب بى شمار فاطمه شكّ كند، خداوند لعنت كند آن كسانى را كه به هر عنوانى، كینه و دشمنى شوهرش ، علىّ بن ابى طالب را در دل دارند و امامت او و دیگر فرزندانش را نپذیرند و انكار كنند.
و در پایان افزود: بدانید و آگاه باشید كه فاطمه علیها السلام در صحراى محشر بیش از دیگران شفاعت مى نماید و شفاعتش پذیرفته و مقبول درگاه خداوند متعال قرار خواهد گرفت .
الثّاقب فى المناقب، ص 293، ح 250
تنظیم: گروه دین و اندیشه مرکز توسعه وبلاگ نویسی دینی خراسان جنوبی - حجت کفاشی
... دلتنگ ظهور تو ...
ذکـر تعجيـل فرج رمـز نجات بشـر اسـت مـا بـرآنيـم که ايـن ذکـر جهـاني بشـود
براي فرج مولايمان صاحب الزمان (عج) زياد دعا كنيم .
دهه بزرگداشت امام علیالنقی (ع) در فضای مجازی
جمعی از فعالان فضای مجازی با هدف نشر معارف اسلامی اقدام به برگزاری ” دهه بزرگداشت امام علی النقی (ع) در فضای مجازی” نموده اند. در بیانیه این فعالان فضای مجازی در رابطه با هدف از برگزاری این دهه آمده است:
“جمعی از کاربران فضای مجازی و شبکه های اجتماعی با توجه به ضرورت و اهمیت نشر معارف اهل بیت علیهم السلام در فضای مجازی تصمیم گرفتیم که از امکانات این فضا در راستای رسالت خود برای جامه عمل پوشاندن به این هدف مقدس استفاده کنیم. با توجه به این هدف به پیشنهاد جمعی از کاربران تصمیم گرفتیم که دهه ای را به عنوان “دهه بزرگداشت امام علی النقی (ع) در فضای مجازی” معرفی کنیم تا در این دهه تمرکز فعالیت های خودمان را بر روی این هدف بگذاریم.
انتخاب امام علی النقی (ع) برای شروع این حرکت به این دلیل بود که احساس کردیم در راستای معرفی ابعاد وجودی این امام همام از طرف ما کم کاری صورت پذیرفته است و معارف این امام عزیز آنگونه که بایسته و شایسته است در جامعه و بخصوص در فضای مجازی بیان نشده است.
اعتقاد ما بر این بود که این حرکت باید حرکتی جامع باشد که طی آن تمام افرادی که به این هدف معتقد هستند بتوانند در زمینه توان و تخصص خود سهمشان را در عملی شدن این هدف ادا نمایند.
با توجه به این امر با هماهنگی هایی که با دوستان خود در برخی خبرگزاری ها،سایت های خبری و تحلیلی، نهادهای تولید محتوا و افراد توانمند در تولید محتوا داشتیم این دوستان ضمن استقبال از این ایده تعهد کردند که به اندازه توان خود در این دهه محتوا در رابطه با امام دهم تولید نمایند و نیز محتواهای تولید شده را بازنشر نمایند.
بی تردید محتواهای تولید شده در قالب هایی چون حدیث، زندگی نامه و روایات، پوستر، کلیپ، دلنوشته، عکس و تحلیل زندگی امام هادی (ع) و نیز محتواهای تولید شده به زبان هایی غیر از زبان فارسی توسط کاربران فضای مجازی باز نشر خواهد شد.
انشاالله تصمیم داریم که در هئیتی که روز شهادت امام هادی (ع) توسط فعالان مذهبی فضای مجازی برگزار خواهد شد محتواهای تولید شده و تجمیع شده را در قالب مکتوب یا بصورت نرم افزار ارائه نماییم.”
شایان ذکر است که این حرکت با استقبال فعالان فضای مجازی، کاربران شبکه های اجتماعی، بلاگرها، خبرگزاری ها و سایت های خبری و تحلیلی مواجه شده است.
تا کنون خبرگزاری های فارس، نسیم و دانشجو، روزنامه وطن امروز، شبکه اجتماعی افسران و نیز سایت های خبری جهان، رجا، مشرق، خبرنامه دانشجویان، صراط، شفاف، بی باک، ۵۹۸، برهان، پیمانه، وبلاگ نیوز، تریبون، موج قانون، مجلس نهم، بهدخت، دی نیوز، تازه، وب خبر، تریبون، امت نیوز، زنان پرس، قاصد نیوز به این حرکت پیوسته اند.
-----------------------------------------------------------

بسم الله الرحمن الرحیم
آیه بیداری بخوان آقا جان
من زنده شدم کنار مخروبه
در آسمان دلم وصلت بار می آیم
واژه هایم فرو می بارند
بی دلیل بیا آقا جان..
زمانه دیگر واژه داغ تنهایی ندارد...
فاصله در بین انگشتانم پیداست
صف در صف ,اینجا حلاوتی دارد
که به من وسعت می بخشد
بی دلیل بیا آقا جان...
چمن ها به پا ایستاده ند..
قصه هزار و یک شب دارد تمام می شود
نسیم , نفس کم آورده است
واژه هایم فرو می بارند
بی دلیل بیا آقا جان
..................................................................
به وبلاگ شخصی من هم یه سر بزنید
... دلتنگ ظهور تو ...
ذکـر تعجيـل فرج رمـز نجات بشـر اسـت مـا بـرآنيـم که ايـن ذکـر جهـاني بشـود
براي فرج مولايمان صاحب الزمان (عج) زياد دعا كنيم .
زندگي زيباست ولي شهادت زيباتر
ياد و خاطره صياد دلها و سيد شهيدان اهل قلم گرامي باد .

آيا مي شود دعاي قنوت ما هم مستجاب شود
می رفت آن طرف خط، وسط عراقی ها، هر چی بهش می گفتند که آخر مرد حسابی! کجای دنیا، فرمانده نیروی زمینی می رود وسط دشمن؟ می خندید و می گفت که من باید خودم به یقین برسم که آن طرف چه خبر است، بعد نیروهایم را بفرستم...

مکه برای شما ، فکه برای من .بالی نمی خواهم ، این پوتین های کهنه هم می توانند مرا به آسمان ببرند . سید الشهداء اهل قلم سید مرتضی آوینی
الا روح طوفاني مرتضي سليمان تسليم امر قضا
از آن دم كه در خون شنا كردهاي مرا با جنون آشنا كردهاي
جنون را به حيرت درآميختي قلم را ز غيرت برانگيختي
بگو نسبتت با شهيدان چه بود كه مرغ دلت سويشان پرگشود
به وبلاگ شخصی من هم یه سر بزنید
... دلتنگ ظهور تو ...
ذکـر تعجيـل فرج رمـز نجات بشـر اسـت مـا بـرآنيـم که ايـن ذکـر جهـاني بشـود
براي فرج مولايمان صاحب الزمان (عج) زياد دعا كنيم .
پاسخ به وهابیت درباره مصائب فاطمه (س)
آیت الله جوادی آملی در درس تفسیر خود به یکی از شبهات جدید وهابیت درباره مصائب حضرت فاطمه زهرا ـ علیها السلام ـ پرداختند، و بر مظلومیت ایشان اشک ریختند.

ايشان که در اين درس به آيه 6 سوره مبارکه مريم (يرِثُني و يرِثُ من آل يعقوب) رسيده بودند اين آيه را يکي از پاسخهاي حضرت زهرا ـ عليها السلام ـ به غاصبان فدک برشمردند و در ضمن آن، به شبههاي قديمي که بتازگي درباره از سوي برخي وهابيون افراطي مطرح شده است پاسخ گفتند. اخيراً «عثمان الخميس» روحاني بشدت افراطي وهابي، در برنامه خود در "شبکه ماهوارهاي الصفا" به حديث جعلي «نحن معاشر الانبياء لانورّث ، ما ترکناه صدقة» استناد کرده و فدک را حق حضرت فاطمه زهرا ـ عليها السلام ـ ندانست. وي در اين برنامهها به زعم خود تلاش کرد تا با دلايل متعدد ثابت کند که منظور آيات قرآن از ارثي که انبياء باقي گذاشتند تنها "علم و نبوت" است.
در پاسخ به اين اظهارات بيپايه، مفسّر و متأله بزرگ معاصر، آيت الله عبدالله جوادي آملي با توضيح خطبه فدکيه حضرت زهرا و نيز وداع اميرالمؤمنين علي ـ عليهما السلام ـ با ايشان، به ايراد پاسخ پرداختند که در ضمن آن بر مظلوميت آن حضرت اشک ريختند.
آنچه در پي ميآيد متن بيانات ايشان به نقل از پایگاه اطلاع رسانی آیت الله جوادی آملی است.
--------------------------------------------------------

نبوت ارثي نيست. «الله أعلم حيث يجعل رسالته»[1]. رسالت، نبوّت، امامت، اينها به عصمت برميگردد، اينها ارثي نيست. اين ميراث کتاب ـ به معناي نبّوت ـ را ارث بردن نيست.
کتاب را پيامبر به امت ارث ميدهد. مثل اينکه فرمود: «إنّي تارکٌ فيکم الثّقلين». از ارث به "ترکه" و "ماتَرَک" ياد ميکنند. در تعبيرات ديني، به "ترکه" ياد شده است. ما هم تعبير عرفيمان اين است که: تَرَکه ميّت چيست؟ حضرت (ص) هم فرمود: «ميراث من قرآن و عترت است؛ "إنّي تارکٌ فيکم الثَقَلَين"، اين ترکه، اين إرث در بين شما هست». به اين معنا ، همه چيز براي همه امّت، چه ظالم، چه صالح، چه طالح ارث است.
وقتي که وجود مبارک زکريا (ع) از ذات اقدس إله فرزند ميخواهد، چون طبق دو آيه، دو خصيصهي تلخ براي فرزندها ذکر شده، براي اينکه به آن دو خصيصه مبتلا نشود هم در آيه سوره مبارکه آل عمران به خدا عرض کرد: «و اجعله مِن لدُنکَ ذرّيةً طيبة» يعني فرزند طيب؛ هم در آيه مبارکه سوره مريم عرض کرد: «و اجعله ربِّ رضيا».
در مسأله ارث [ارث گذاشتن انبياء در آياتي مثل "يرثني و يرث من آل يعقوب" و "ورث سليمان داود"] اقوال متعدّدي است. گفته اند:
منظور از ميراث، نبوّت است.
منظور از ميراث، علم و حکمت است
منظور از ميراث، مال است.
اين اقوال سه گانه در قالب کتابهاي تفسيري ـ مخصوصاً در جامع قُرطبي ـ آمده.
[بررسي اقوال سه گانه :]
اول : منظور ، نبوّت نيست؛ براي اينکه نبوّت امر ارثي نيست؛ بر اساس آيه ي «الله أعلمُ حيثُ يَجعَلُ رِسالَتَه» ارثي نيست. هيچکدام از انبياء ، نبوّت را از نبي قبلي ارث نبردند. سلسله انبياء ابراهيمي ـ عليهم السلام ـ از وجود مبارک حضرت ابراهيم(ع) و انبياء بعدي، اينها هر کدام بر اساس "اعطاء الهي" به نبوت رسيدند، نه اين که ارث برده باشند.
دوم : درباره علم و حکمت ـ که [فرموده اند:] «العلماء ورثة الأنبياء» ـ اين سر جايش محفوظ است؛ که اينها وارثان انبياء هستند. براي اينکه انبياء معلم کتاب و حکمتاند و اينها هم علم و حکمت را از انبياء به ارث ميبرند. اين هم اختصاصي به هيچ پيغمبري ندارد.
سوم : ميماند مسأله مال. در جريان مسأله مال که قول سوم است اختصاصي به ما شيعه ها ندارد، عدهاي، هم از اهل سنت و هم از قدما و از اصحاب ـ مثل «ابن عباس» و ديگران ـ اين ارث را ارث مال دانسته اند. ما بايد ببينيم که اين ارث، ارث مال است يا غير مال:
روايتي را «مرحوم کليني رضوان الله عليه» در کافي نقل ميکند که: انبياء درهم و دينار را به ارث نميگذارند، اينها علم را به ارث ميگذارند. اين روايت را که مرحوم کليني نقل کرد حق است. يعني بناي انبياء بر اين نيست که اينها مال جمع بکنند؛ مال را به ديگري منتقل بکنند؛ اينها نيست.
آنچه که محور نزاع بين دو فرقه است آن ذيلي است که جعل شده ؛ [يعني] "ما تَرَکناه صدقة". اين "ما تَرَکناه صدقة" را که آنها نقل کردند سند ندارد و جعلي است و در جوامع روايي معتبر نيامده و در کتاب شريف کافي هم نيست. آنها اين را جعل کردند تا بگويند اين "فدک" و امثال فدک صدقه است؛ وقتي صدقه عمومي شد به بيت المال ميرسد؛ وقتي بيت المال شد به حاکم وقت منتقل ميشود؛ و همين کار را هم کردند.
ما براي اينکه ببينيم اين روايت درست هست يا نه، اولاً در سند اين روايت: متن اين روايت به همين جمله ختم ميشود که مرحوم کافي در کليني نقل کرده است که «الانبياء لا يوَرِّثون درهماً و لا دينارا». اين ها علم را ارث ميگذارند. آن «ما تَرَکناه صدقة» در جوامع روايي معتبر نيست. اين يک.
و ثانياً در حجيت روايت: چه معارض داشته باشد چه معارض نداشته باشد، اولاً و بالذّات بايد بر کتاب خدا عرضه شود. اين دو طايفه روايات است که هر دو را مرحوم کليني نقل کرد، بزرگان ديگر هم در جوامع روايي آوردهاند:
يک طايفه مربوط به عنوان "نصوص علاجيه" است که در کتابهاي اصولي فراوان مطرح است، که اگر دو خبر معارض بودند چه بکنيم؟ حضرت فرمود که: "ما وافَقَ کتابَ الله" ميشود حجت، و "ما خالَفَ کتاب الله فاضربوه علي الجدار" و مانند آن. اينها به عنوان "نصوص علاجيه" است که روايتهايي که معارض هم هستند، معيار حجّت و لاحجّت يا ترجيح إحدي الحجّتين، عرض بر قرآن کريم است.
طايفه ديگر رواياتي است که مطلق است چه معارض داشته باشد چه معارض نداشته باشد. وجود مبارک پيغمبر ـ عليه و علي آله آلاف التحية و السلام ـ و همچنين ائمه ـ عليهم السلام ـ فرمودند: «به نام ما حديث جعل ميکنند؛ ولي به نام خدا آيه قرآن را نميتوانند جعل بکنند»... به نام ما روايات جعلي زياد هست. هر روايتي که از ما به شما رسيد بر کتاب خدا عرضه کنيد. اگر مطابق با کتاب خدا نبود و مخالف کتاب خدا بود، اين حجت نيست و حرف ما نيست.
خدا غريق رحمت کند «علامه مجلسي رضوان الله تعالي عليه» را ؛ ايشان ميفرمود: طبق همين روايت معلوم ميشود که چيزهايي را به نام پيغمبر جعل کرده اند. براي اينکه اين روايت «ستکثر عَلَيّ القالَة» [2] يا صادر شده و يا صادر نشده. اگر صادر شده و پيغمبر(ص) فرمود به نام من دروغ جعل ميکنند معلوم ميشود احاديث موضوع داريم. و اگر اين روايت صادر نشده باشد همين دليل بر جعل است، براي اينکه همين را از پيغمبر(ص) نقل کردند. لذا ايشان فرمود: اين روايت چه صادر شده باشد چه صادر نشده باشد مضمونش حق است. يعني معلوم ميشود که به نام پيغمبر ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ احاديثي جعل ميکنند.
پس هر روايتي چه معارض داشته باشد چه معارض نداشته باشد بايد بر قرآن کريم عرضه شود. لذا اول ما بايد خطوط کلي قرآن را ارزيابي کنيم، بعد روايت را بر قرآن عرضه کنيم.
وقتي آيات قرآن را بررسي ميکنيم، ميبينيم عموماتي دارد، اطلاقاتي دارد و خصوصياتي. هم عموم و اطلاقش شامل أنبياء و غير أنبياء ميشود، هم آنچه که مخصوص أنبياء است. تمام اين اطلاقات از «أقيموا الصلاة»، از «کُتِبَ عليکم الصيام»، از مسأله جهاد، از مسأله حج، از مسائل امر به معروف و نهي از منکر، همه ي تکاليف شامل أنبياء و معصومين ـ عليهم السلام ـ ميشود. البته آنها احکام مختصه هم دارند نظير وجوب نماز شب بر پيغمبر ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ و مانند آن.
ولي:
يک : «يوصيکم الله في اولادکم»[3] اينگونه از عمومات مسأله ارث را تبيين ميکند و شامل پيغمبر [هم] مي شود. همه اينها مشمولند...
دو : آيه سوره مبارکه احزاب که «اولوا الأرحام بعضُهُم اولي ببعض» که طبقات ارث را تبيين ميکند شامل أنبياء هم ميشود.
سه : قصه «وَرِثَ سليمانُ داود»[4] درباره خصوص نبوّت است.
چهار : اينجا هم «ولياً يرِثُني و يرِثُ من آل يعقوب»[5] ظاهرش، مال است. براي اينکه "ارث نبوّت" يا "ارث علم" يا "ارث حکمت" قرينه ميخواهد.
وقتي عرفاً گفتند ارث، يعني "مسأله ي مال". فلان کس ارث برد، فلان کس وارث است يعني مال. درست است که ميشود گفت فلان شخص وارث علم فلان کس است، وارث حکمت فلان کس است ولي مع القرينه است. با قرينه ميشود ارث را در مسائل علم و حکمت مطرح کرد؛ ولي بيقرينه همان مسأله ارث مال است . لغةً اينطور است، عرفاً اينطور است، اعتبار عقلاء اينطور است.
پس اين چهار دليل نشان ميدهد که أنبياء همانند افراد ديگر مشمول اين عموم و اطلاقاتاند.
مهمتر از همه استدلال صدّيقه کبري ـ سلام الله عليها ـ در حضور همه مهاجر و انصار با اطّلاع وجود مبارک امام زمانش يعني علي بن ابيطالب ـ سلام الله عليه ـ است. حضرت باخبر بود که وجود مبارک صديقه کبري (س) چگونه دارند احتجاج ميکنند. يکي از کساني که اين خطبه را حفظ کرد و نقل کرد زينب کبري ـ سلام الله عليها ـ بود که اين خطبه را حفظ کرده بود و براي ديگران نقل کرد. يکي از روات اين خطبه زينب کبري (س) است.
الان شما ملاحظه بفرماييد اين خطبه نوراني حضرت (س) از چند بخش تشکيل ميشود و از چند جهت حضرت استدلال ميکنند... بعد از حمد و ثنا و توحيد الهي و وحي و نبوت و... به مسأله ارث ميرسند که خطاب به مهاجر و انصار فرمود: «اَيُّهَا الْمُسْلِمُونَ! أَ اُغْلَبُ عَلى اِرثي؟ يا بن أبيقحافه! أفي كتاب الله ان ترث اباك و لا ارث أبي»؟ تو قرآن آمده که تو ارث ميبري ولي من از پدرم ارث نميبرم؟ «لقد جئت شيئاً فريا. أفعلى عمد تركتم كتاب الله و نبذتموه وراء ظهوركم؟ اذ يقول: "و ورث سليمان داود"؟ و قال فيما اقتصّ من خبر يحيي بن زكريا اذ قال: «فهب لى من لدنك وليا، يرثني و يرث من آل يعقوب»؟ پس اين آياتي است مربوط به انبياء که ارث ميبرند.
و همچنين «و قال: "و اولوا الارحام بعضهم اولى ببعض في كتاب الله"[6] و قال: "يوصيكم الله في اولادكم للذكر مثل حظ الانثيين"[7] و قال: "ان ترك خيراً الوصيه للوالدين و الاقربين بالمعروف حقاً على المتقين"[8] و زعمتم أن لا حظوة لى و لا أرثُ من أبى؟! و لا رحم بيننا؟! أفخصّكم الله بآية اخرج أبي منها»؟ يک آيهي خاصي داريم يا دليل مخصوصي داريم که پدرم ارث نميگذارد؟
بعد هم آن جمله جگر سوز را فرمود که مسأله در و پيکر زدن با [مصيبت و دردناک بودنِ] اين جمله اصلاً قابل قياس نيست (تأثر و گريه استاد) ...
فرمود: شما هيچ دليلي نداريد که مرا از ارث، محروم کنيد مگر اينکه بگوييد معاذ الله ... نقل نکنم. [9]
خوب، بعد در جملههاي بعدي خطبه را ادامه ميدهند تا آنجا که به مردم خطاب کردند: «أَ اُهْضَمُ تُراثَ اَبي وَ اَنْتُمْ بِمَرْأىً مِنّي وَ مَسْمَعٍ وَ مُنتَدىً وَ مَجمَع» همهتان حاضريد ميبينيد که ارث مرا دارند "هضم" ميکنند.
شما در خطبه 202 نهج البلاغه ميبينيد وجود مبارک حضرت امير (ع) وقتي ميخواستند حضرت زهرا(س) را دفن کنند رو کرد به قبر مطهر پيغمبر (ص) و عرض کرد: «السلام عليک يا رسول الله عني و عن ابنتک النازلة في جوارک و سريعة اللحاق بک، قلّ يا رسول الله عن صفيّتک صبري ...» تا به اين جمله که: «و ستنبّئک ابنتک بتظافر امتک علي هضمها...» اين هضم همان است که در خطبه حضرت زهرا آمده ؛ «أَ اُهْضَمُ تُراثَ اَبي وَ اَنْتُمْ بِمَرْأى مِنّي » همه تان ميبينيد در روز روشن دارند ارث مرا ميبرند؟ اينجا هم حضرت فرمود: «ستنبّئک ابنتک بتظافر امتک علي هضمها ، فاحفها السؤال و استخبرها الحال...»
بنابراين اطلاقات حاکم است ؛ عمومات حاکم است ؛ دليل خاص درباره ارث انبياء حاکم است ؛ مهمتر از همه: تفسير و تبيين و تشريح صديقه کبري (س) حاضر است. و قبلاً هم گذشت که اگر وجود مبارک حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ يک مطلبي را بفرمايد مثل اين است که اميرالمؤمنين فرمود، امام باقر فرمود، امام صادق فرمود. معيار حجيت، عصمت گوينده است نه امامت او. اگر کسي معصوم بود قولش حجت است ديگر.
بنابراين اين تفسير که منظور از ارث، ارث مال است ميشود محکَّم. عمومات و اطلاقات هم حاکماند و دليل خاص هم تأييد ميکند و تفسيري که از حضرت زهرا ـ سلام الله عليها ـ شده است تبيين ميکند.
پي نوشته ها :
1. سوره انعام ـ آيه 124 .
2. يا «ستکثر بعدي القالة عليّ» يعني: « پيامبر اکرم ـ صلى الله عليه و سلم ـ فرمود: پس از من کساني که دروغ بر من ميبندند فراوان خواهند شد».
3. سوره نساء ـ آيه 11 .
4. سوره نمل ـ آيه 16 .
5. سوره مريم ـ آيههاي 5 و 6 .
6. سوره انفال ـ آيه 75.
7. سوره نساء ـ آيه 11 .
8. سوره بقره ـ آيه 180 .
9. آن جمله جگرسوز که استاد نقل نکردند اين است که: «أم تقولون: إنّ اهل ملّتين لا يتوارثان؟! اولست انا و ابى من اهل ملة واحدة؟» يعني «مگر اينکه بگوييد من مسلمان و بر دين پدرم نيستم» معاذ الله.
منبع : خبرآنلاین , و با تشکر از وبلاگ دل نوشته کبوتر
به وبلاگ شخصی من هم یه سر بزنید
... دلتنگ ظهور تو ...
ذکـر تعجيـل فرج رمـز نجات بشـر اسـت مـا بـرآنيـم که ايـن ذکـر جهـاني بشـود
براي فرج مولايمان صاحب الزمان (عج) زياد دعا كنيم .
السلام و عليك يا فاطمه الزهرا (س)
ایام غربت مولا امیر المومنین (ع) شهادت بانوی دو عالم بی بی فاطمه زهرا (س) بر تمامی شیعیان و محبین اهل بیت تسلیت باد .
اَللَّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ آخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِکَ
اللَّهُمَّ الْعَنِ الْعِصابَةَ الَّتى جاهَدَتِ الْحُسَیْنِ وَ شایَعَتْ وَ بایَعَتْ عَلىقَتْلِهِ
اَللَّهُمَّ الْعَنْهُمْ جَمیعاً
... دلتنگ ظهور تو ...
ذکـر تعجيـل فرج رمـز نجات بشـر اسـت مـا بـرآنيـم که ايـن ذکـر جهـاني بشـود
براي فرج مولايمان صاحب الزمان (عج) زياد دعا كنيم .
انتظارِ چيست؟
انتظارِ دست قاهرِ قدرتمندِ الهىِ ملكوتى است كه بايد بيايد و با كمك همين انسانها سيطرهى ظلم را از بين ببرد و حق را غالب كند و عدل را در زندگى مردم حاكم كند و پرچم توحيد را بلند كند؛ انسانها را بندهى واقعى خدا بكند.
بايد براى اين كار آماده بود.
تشكيل نظام جمهورى اسلامى يكى از مقدمات اين حركت عظيم تاريخى است.
هر اقدامى در جهت استقرار عدالت، يك قدم به سمت آن هدف والاست. انتظار معنايش اين است.
انتظار حركت است
انتظار سكون نيست؛ انتظار رها كردن و نشستن براى اينكه كار به خودى خود صورت بگيرد، نيست.
انتظار حركت است. انتظار آمادگى است.
اين آمادگى را بايد در وجود خودمان، در محيط پيرامون خودمان حفظ كنيم.
و خداى متعال نعمت داده است به مردم عزيز ما، به ملت ايران، كه توانستهاند اين قدم بزرگ را بردارند و فضاى انتظار را آماده كنند. اين معناى انتظار فرج است.
انتظار فرج يعنى كمر بسته بودن، آماده بودن
خود را از همه جهت براى آن هدفى كه امام زمان (عليه الصّلاة والسّلام) براى آن هدف قيام خواهد كرد، آماده كردن.
آن انقلاب بزرگ تاريخى براى آن هدف انجام خواهد گرفت.
و او عبارت است از ايجاد عدل و داد، زندگى انسانى، زندگى الهى، عبوديت خدا؛ اين معناى انتظار فرج است.
مفهوم انتظار
به وبلاگ شخصی من هم یه سر بزنید
... دلتنگ ظهور تو ...
ذکـر تعجيـل فرج رمـز نجات بشـر اسـت مـا بـرآنيـم که ايـن ذکـر جهـاني بشـود
براي فرج مولايمان صاحب الزمان (عج) زياد دعا كنيم .
بررسی علت نامگذاری سالها در گفتوگو با مشاور عالی رهبر انقلاب
به نظر شما چرا عالیترین مقام نظام اسلامی نامگذاری سالها را پی میگیرند؟نوروز لحظهای عزیز برای ایرانیها است. همهی مردم ما با هر سلیقهای تحویل سال و نوروز را مهم میدانند. در تاریخ ایران همیشه بالاترین مقامات كشور هم نوروز را جشن میگرفتهاند. در انقلاب اسلامی نیز نوروز با پیام رهبری نظام آغاز میشود؛ چه در زمان حضرت امام رحمهالله و چه امروز در دوران رهبری آقا. ایشان بیشتر سالها را با یك نامی مشخص كردهاند كه به نظر میرسد فلسفهی این كار جلب توجه مردم به یك ارزش و همینطور در نقطهی مقابل آن به یك مشكل است. بر این اساس رهبری با اطلاعات و گزارشهایی كه از سراسر كشور دریافت میكنند، مطالعات و تجربهای كه دارند، درك و دریافتی كه از معارف اسلامی و قرآنی و مفاهیم انسانی دارند و نیز اشرافی كه به مسائل كشور دارند، هر سال ملت را به یك موضوع توجه میدهند.
یعنی آیا جنس نام سال، جنس فرهنگ عمومی است؟دقیقاً چنین است. در واقع از میان همهی ارزشها و جهتگیریهای مطلوب، رهبری یك ارزش را برجسته میكنند و در صدر قرار میدهند و توجه همگان را به آن جلب میكنند. این در واقع نوعی اعتلای فرهنگ عمومی جامعه است كه از وظایف رهبری است. همانطور كه میدانیم، در جامعهی ما اشكال كم نیست. البته محاسن بسیاری هم وجود دارد. مردم ما حسنهای بسیاری دارند و جامعهی ما عیبهایی هم دارد. رهبری همیشه معتقدند باید در كنار حسنها، عیبها را هم گفت؛ همینطور كه برعكس آن را هم تأكید میكنند و كسانی را كه فقط عیبجویی میكنند و چشم بر محاسن میبندند، سرزنش میكنند.
انتخاب
نام سال قبل از اینكه بخواهد یك وظیفهی اجرایی مشخصی روی دوش دولت و
دستگاهها بگذارد، یك پدیدهی اجتماعی است. یعنی جنس این كار بیش از آن كه
دولتی باشد، اجتماعی است و به همین دلیل همه نسبت به آن وظیفه دارند.رهبری برای بیان عیبها از نقطهی مقابل آنها استفاده میكنند و آن حسنی را كه توجه به آن میتواند عیبها را برطرف كند، نام سال قرار میدهند. مثلاً در جامعه بیانضباطی اجتماعی وجود داشته و ایشان روی انضباط اجتماعی تأكید میكنند. یا وقتی بخواهند با تنبلی مقابله كنند، همت مضاعف را برمیگزینند. یا وقتی بخواهند اعتماد به نفس را تقویت كنند، صحبت از نوآوری و شكوفایی میكنند. وقتی میخواهند به پركاری و عشق به كار تأكید كنند، وجدان كار را اعلام میكنند. یا مثلاً ارزشهایی مانند رفتار علوی، نهضت حسینی و امثال اینها را كه اثرگذار بوده است.
دو
نظریهی انتقادی دربارهی نام سال وجود دارد. نخست اینكه نامگذاری سال
وقتی اعلام میشود كه از نظر اجرایی دستگاهها برنامهریزی كردهاند و
بودجه را بستهاند. به همین دلیل آن نام سال در ساختار نظام وارد نمیشود.
یك عده هم میگویند این نام سال تنها حالت شعاری دارد. اهمیت نامگذاری سال به این است كه كسی از آن مطلع نباشد و اعلام یكجا و یكبارهاش موضوعیت دارد. یعنی اگر از سه ماه مانده به پایان سال مسئولان كشور بدانند كه قرار است نام سال آینده چه باشد، دیگر این شكل اعلام از ببن میرود و لطف و بدیع بودن آن زایل میشود؛ مثل بقیهی حرفها. مگر در بقیهی سال صحبت از ارزشها نمیشود؟ این هم میشود یكی از آنها. این است كه نباید انتظار داشت كه از قبل همه بدانند امسال سال چه خواهد بود. یعنی كتمان این موضوع قابل فهم است. من یك بار خدمت آقا عرض كردم كه خوب است شما به بعضیها بگویید تا لااقل برنامهریزی كنند. ایشان خیلی از این پیشنهاد استقبال نكردند. رهبری بیشتر میخواهند این موضوع در اذهان تثبیت شود و جزء فرهنگ عمومی جامعه شود و برای آینده ذخیره شود.
بنابراین بیشتر وظیفهی دستگاهها توضیح شعار سال و نام سال و تبلیغ آن و جلب توجه به سوی آن است. مقصود این نیست كه حالا یك اقدامات پر خرجی صورت بگیرد و مثلاً دهها میلیون تومان خرج كنند و همایش برگزار كنند و در یك حلقههای بستهای مقالات بخوانند تا خروجی آن یك كار محدود شود. نام سال بیشتر برای این است كه جامعه و بهویژه جوانان در فضای یك شعار و یك نام تربیت شوند. هر كسی كه دلش به حال كشور میسوزد و میخواهد این كشور بهتر پیشرفت و رشد كند، وظیفه دارد كه آن نام و آن شعار را توضیح دهد. در واقع تمركز ملی روی یك مفهوم مثل نام سال باعث میشود كه آن مفهوم عمیقتر در اذهان مردم جای بگیرد.
نكتهی
مهم این است كه رهبری وقتی هر سال یك شعاری را مطرح میكنند، به این معنی
نیست كه شعار سال قبل تاریخ مصرفش تمام شده است؛ خشت روی خشت گذاشته
میشود تا بنای اخلاق عمومی ساخته شود.
یعنی شما مخاطب اصلی را تودهی مردم میدانید؟بله. من یادم هست سالی كه آقا آن را سال نوآوری و شكوفایی نامیدند، بعد از عید در اولین جلسهی شورای عالی انقلاب فرهنگی موضوع مطرح شد و همه خیلی خوشحال بودند و استقبال كردند و بر اهمیت این سال تأكید كردند. صحبت از این شد كه حالا دستگاهها چه وظایفی دارند. یكی از اعضای شورا پیشنهاد كرد كه ما یك دبیرخانهای در كنار دبیرخانهی شورای عالی انقلاب فرهنگی یا در دل دبیرخانهی موجود برای این شعار تشكیل دهیم و از همهی دستگاهها بخواهیم كه تا فلان تاریخ همهی نمونههای نوآوری و اسناد نوآوری خود را برای ما برسانند. بنده مخالفت كردم و گفتم از این كارها هیچ خروجی مفیدی درنمیآید. فرض كنید یك ادارهای هم یك وانت اوراق برای شما فرستاد و اسمش را گذاشتند نوآوری. شما چهكار میكنید؟ آنجا گفتم كه بنده معتقدم غرض رهبری این نیست كه از این نوع كارهای اداری صورت بگیرد، بلكه غرض این است كه تمام دستگاههایی كه با عموم مردم سر و كار دارند، حقیقتِ این موضوع را تشریح كنند و ضرورتش را بیان كنند و نیاز كشور را توضیح دهند و آثار زیانبار فقدان آن را بیان كنند.
رسانههایی كه در كشور با تودهی مردم سر و كار دارند، (به معنی عام رسانه) چند دستگاه هستند. اول از همه صداوسیما، بعد مطبوعات، بعد كتاب، بعد فضای مجازی، بعد آموزش و پرورش كه میتواند در هر سطحی این نام سال را توسعه دهد؛ مثلاً موضوع انشا شود و معلمها ذهن دانشآموزان را برانگیزانند و قلمشان را به حركت درآورند. روحانیت و خصوصاً اهل منبر و وعاظ، همچنین شعرا، نمایشنامهنویسها، فیلمسازها، همه و همه ببینید چه طیف وسیعی مخاطب دارند.
تمام كسانی كه با مردم سر و كار دارند و پنجرهشان رو به مردم باز میشود و كار نرمافزاری از جنس فرهنگی میكنند، وظیفه دارند متناسب با نوع كاری كه میكنند، نام سال را برای تودهی مردم پرورش و بسط بدهند و نتایج آن را بیان كنند تا در واقع از جنبههای منفی و مخالف ارزشی كه مطرحشده، رسوبزدایی كنند و كاری كنند كه خودِ این ارزش نهادینه شود. بنابراین انتخاب نام سال قبل از اینكه بخواهد یك وظیفهی اجرایی مشخصی روی دوش دولت و دستگاهها بگذارد، یك پدیدهی اجتماعی است. یعنی جنس این كار بیش از آن كه دولتی باشد، اجتماعی است و به همین دلیل همه نسبت به آن وظیفه دارند.
با این اوصاف، بیشتر تمركز انتخاب نام سالها ارتقای فرهنگ عمومی است. به نظر شما دلیل امر چیست؟به نظر بنده وظیفهی اول رهبر انقلاب اسلامی، وظیفهی معنوی و فرهنگی است. همینطور كه خود پیامبر گرامی اسلام فرمودهاند: «إنّما بُعِثتُ لِأُتَمِّمَ مَكارِمَ الأخلاقِ»، یعنی فرق جایگاه رهبری با جایگاه دیگر مسئولان نظام جمهوری اسلامی این است كه وزن جنبهی فرهنگی در جایگاه رهبری بیشتر از وزن دیگر جنبهها است. البته رهبری طبق قانون اساسی وظایف و اختیارات متعددی بر عهده دارد، ولی شأن اول رهبری این است كه فرهنگ را كه در جامعهی ما فرهنگ دینی و انسانی و اخلاقی است، گسترش دهند و عمیقتر كنند و در واقع از طریق «آدم نو» «عالم نو» بسازند: «آدمی در عالم خاكی نمیآید به دست عالمی دیگر بباید ساخت و از نو آدمی»
رهبری
برای بیان عیبها از نقطهی مقابل آنها استفاده میكنند و آن حسنی را كه
توجه به آن میتواند عیبها را برطرف كند، نام سال قرار میدهند. مثلاً در
جامعه بیانضباطی اجتماعی وجود داشته و ایشان روی انضباط اجتماعی تأكید
میكنند.
اینكه از نام سال به عنوان شعار یاد كنیم، آیا به اهمیت آن آسیب نمیزند؟بالاخره شعار هم بد نیست. همین شعار «استقلال» كه اول انقلاب میدادیم، مگر اثر نكرده است؟ همین غیرتی كه در مردم در مسائل هستهای در حال حاضر وجود دارد، از نتایج شعار استقلال است كه اول انقلاب دادیم و هنوز هم میدهیم. این كار درستی است و اثر هم دارد. نكتهی مهم این است كه رهبری وقتی هر سال یك شعاری را مطرح میكنند، به این معنی نیست كه شعار سال قبل تاریخ مصرفش تمام شده است؛ خشت روی خشت گذاشته میشود تا بنای اخلاق عمومی ساخته شود.
اخیراً در مجمع تشخیص مصلحت نظام، سیاستهای كلی اجتماعی در دستور كار كمیسیون فرهنگی-اجتماعی مجمع قرار گرفت. بنده پیشنهاد كردم كه دبیرخانهی مجمع نامهای سال را كه رهبری در چند سال گذشته مطرح كردهاند، بررسی كند و از نامهای مربوط به مسائل اجتماعی در تدوین سیاستهای كلی استفاده كند. یعنی سیاستهای كلی را گرایش بدهد و از جمله به سوی آنچه رهبری از طریق نامگذاری سال از جامعه خواستهاند. از این پیشنهاد استقبال شد و قرار شد این كار انجام شود. به نظر بنده جای این بحث در مجمع است، چون تدوین سیاستهای كلی نظام پس از مشورت با مجمع تشخیص با رهبری است.
رهبر انقلاب چه عناصر و مؤلفههایی را در انتخاب نام سال لحاظ میكنند؟در واقع نوعی جمعبندی مجموع عوامل است؛ از جمله آسیبهایی اجتماعی كه باید برطرف گردد. جوانههای نویی كه در جامعه روییده است. گاهی نیز ممكن است شرایط بینالمللی یا اقتضائات داخلی هم اثرگذار باشد.
خلاصه بیانات حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای (حفظه الله) در پیام نوروزی
سالى که گذشت - سال 90 - یکى از سالهاى پرحادثه در سطح جهان و در منطقه و در کشور ما بود. آنچه که در مجموع انسان مشاهده میکند، این است که این حوادث بر روى هم به سود ملت ایران و در راه کمک به هدفهاى آن، تمام شده است. آن کسانى که اهداف بدخواهانهاى دربارهى ملت ایران و ایران و ایرانى در سر میپرورانند، در کشورهاى غربى دچار مشکلات گوناگون هستند. در سطح منطقه، ملتهائى که جمهورى اسلامى از آنها همواره حمایت کرده است، به هدفهاى بزرگى دست پیدا کردهاند؛ دیکتاتورهائى به زیر کشیده شدند؛ قانونهاى اساسىِ مبتنى بر اسلام در کشورهائى تصویب شد؛ دشمن درجهى یک امت اسلامى و ملت ایران - یعنى رژیم صهیونیستى - در محاصره قرار گرفت. در داخل کشور، به معناى حقیقى کلمه، سال 90، سال بروز اقتدار ملت ایران بود.همان طورى که اولِ سال گذشته اعلام شد، سال 90، سال جهاد اقتصادى بود. اگرچه هوشمندان و آگاهان میدانستند که این نام و این جهتگیرى و شعار براى سال 90 یک امر لازم است، اما بعد تلاشهاى دشمنان در این سال هم همین را اثبات کرد و نشان داد. دشمنان ما از اوائل سال، حرکت خصمانهى خودشان را در عرصهى اقتصادى نسبت به ملت ایران آغاز کردند؛

من
امسال تقسیم میکنم مسائل مربوط به جهاد اقتصادى را. یک بخش مهم از مسائل
اقتصادى برمیگردد به مسئلهى تولید داخلى. اگر به توفیق الهى و با اراده و
عزم راسخِ ملت و با تلاش مسئولان، ما بتوانیم مسئلهى تولید داخلى را،
آنچنان که شایستهى آن است، رونق ببخشیم و پیش ببریم، بدون تردید بخش
عمدهاى از تلاشهاى دشمن ناکام خواهد ماند. پس بخش مهمى از جهاد اقتصادى، مسئلهى تولید ملى است.
اگر ملت ایران با همت خود، با عزم خود، با آگاهى و هوشمندى خود، با همراهى
و کمک مسئولان، با برنامهریزىِ درست بتواند مشکل تولید داخلى را حل کند و
در این میدان پیش برود، بدون تردید بر چالشهائى که دشمن آن را فراهم کرده
است، غلبهى کامل و جدى پیدا خواهد کرد. بنابراین مسئلهى تولید ملى،
مسئلهى مهمى است.
اگر ما توانستیم تولید داخلى را رونق ببخشیم، مسئلهى تورم حل خواهد شد؛ مسئلهى اشتغال حل خواهد شد؛
اقتصاد داخلى به معناى حقیقى کلمه استحکام پیدا خواهد کرد. اینجاست که
دشمن با مشاهدهى این وضعیت، مأیوس و ناامید خواهد شد. وقتى دشمن مأیوس شد،
تلاش دشمن، توطئهى دشمن، کید دشمن هم تمام خواهد شد.
بنابراین همهى
مسئولین کشور، همهى دستاندرکاران عرصهى اقتصادى و همهى مردم عزیزمان را
دعوت میکنم به این که امسال را سال رونق تولید داخلى قرار بدهند. بنابراین شعار امسال، «تولید ملى، حمایت از کار و سرمایهى ایرانى» است.
ما باید بتوانیم از کارِ کارگر ایرانى حمایت کنیم؛ از سرمایهى سرمایهدار
ایرانى حمایت کنیم؛ و این فقط با تقویت تولید ملى امکانپذیر خواهد شد.
از
خداوند متعال درخواست میکنیم که ملت ایران را در این صحنه و در همهى
صحنهها موفق و مؤید بدارد. روح امام بزرگوار را شاد و از ما راضى کند.
ارواح طیبهى شهیدان عزیز ما را با اولیائشان محشور فرماید.
به وبلاگ شخصی من هم یه سر بزنید
... دلتنگ ظهور تو ...
ذکـر تعجيـل فرج رمـز نجات بشـر اسـت مـا بـرآنيـم که ايـن ذکـر جهـاني بشـود
براي فرج مولايمان صاحب الزمان (عج) زياد دعا كنيم .




